محل تبلیغات شما
امروز که اعصابم همچنان از دست یه از خدا بی خبری بهم ریخته بود. رفتم تو حیاط و نشستم رو تخت سرم خم بود سمت زمین که موهام ریخت دور صورتم. از پشت تارهای مو نور آفتاب میومد سمت چشمم. یه لحظه با خودم گفتم سحر چه منظره قشنگی. دوربین و آوردم و سعی کردم بچسبونمش رو چشمم تا بتونم اون صحنه رو ثبت کنم. هرچند که بطور کامل نمیشد اونچیزی رو که میبینم ثبت کنم. اما موند یادگاری از ایامی تلخ

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین وبلاگ ها

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی
درب ضد سرقت آموزش بورس در اصفهان|آموزش رایگان بورس دستاورهای انقلاب اسلامی در زمینه نظامی تفریحات سالم Clinical Psychology .شاید با تو..شاید بدون تو. امیر دل خرید اینترنتی قلمزنی،قلم زنی،قلمزنی گیلان،قلمزنی ایران،قلمزنی جهان،قلم زنی گیلان،قلم زنی ایران،قلم زنی جهان،جام مارلیک،جام مارلیگ، جامهای مارلیک،ج